تبليغاتX
همه تفکرات من
 

ششم آبان ، سالروز تولد محمود احمدی نژاد

 

حامی مظلومان و ناجی ایران گرامی باد

 

امروز ششم آبان، سالروز تولد "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري اسلامي ايران است. مردي كه با تاكيد بر شعارهاي انقلابي و دفاع از آرمانهاي بلند اسلامي به ستيز با دنياي سلطه برخاسته و فريادهاي حق طلبانه اش، دلهاي مردمان بسياري را در اقصي نقاط جهان به سوي خود كشانده است

احمدي نژاد كه امروز پاي به پنجاه و چهارمین سال زندگي مي گذارد، را همه جهانيان مي شناسند. كافي است نگاهي به اخبار بين المللي بيندازيد. هر جا نام ايران هست، واژه احمدي نژاد نيز به عنوان رييس جمهوري آن با هر زبان و خطي مي درخشد. روزنامه ها ، صفحات خود را با نوشتن نامش زينت مي بخشند، راديوها هر روز با گفتن از او و در باره او به دنبال مخاطب بيشتر مي گردند و تلويزيونها را بي پخش تصوير او، جاذبه اي نيست.

اما، اين مرد كيست؟ در يك كلام، فرزندي متعهد از خانواده اي تهيدست كه در سايه انقلاب، فرصت تحصيل و رشد و نمو يافت، قدر شرايط را دانست و به دفاع از دستاوردهايي پرداخت كه اين انقلاب بزرگ اسلامي براي او و هموطنانش به ارمغان آورده است

محمود احمدی‌نژاد در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. محمود، که چهارمین فرزند خانواده‌ است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند.

احمدی نژاد، معجزه ی هزاره ی سوم . . .

 

نامه ای به محمود احمدی نژاد

درود صمیمانه من به رئیس جمهور شجاع و مردمی ایران

آقای احمدی نژاد! این اولین نامه ای نیست که برایت می نویسم. در طول 4 سال گذشته هر هنگام که قلبم از مظلومیتت به درد می آمد، هر هنگام که با تمام صفا، صمیمیت و صداقتت مورد بی سابقه ترین تهمتها و افتراها قرار می گرفتی ، من همه اینها بغضها و درددلها را با نوشتن نامه ای مجازی به تو خالی می کردم. و امروز خوشحالم، خوشحالم از اینکه اینبار می توانم آن را منتشر کنم تا دین خود را به همای سعادتم ادا کرده باشم.

آقای احمدی نژاد! به صدها دلیل و برهان که برایم اثبات شده است دوستت دارم وعاشقتم. متاسفم از اینکه نمی توانم به تو ثابت کنم که چقدر برام با ارزشی. باکلمات نمی توانم احساس درونی خود را نسبت به تو بیان کنم. برایم با ارزشی و دوستت دارم ، چون این تو بودی که با ظهور خود در سال 84 تفکرات مرده سیاسی مرا دوباره زنده کردی. در طول 8 سال حکومت اصلاح طلبان به خاطر اقدامات خاتمی، آن سید ملعون کم کم تفکرات سیاسی من غروب کرد. وقتی می دیدم دستاوردهای انقلاب و امام راحل یک به یک بر باد می رود، وقتی می دیدم درخت این انقلاب که با خون 300 هزار شهید به اینجا رسیده است، توسط اصلاح طلبان قطع می شود، از ایرانی بودنم پشیمان می شدم. دلم خون بود از اینکه رهبر عزیزم در بین این همه انسان گرگ صفت تنها مانده است. هنوز هم قلبم به درد می آید وقتی که آن جمله یکی از نزدیکان رهبرم را به یاد می آورم که گفت: در دوران ریاست جمهوری خاتمی دو نمره به نمره عینک آقا اضافه شد و آقا 20 سال پیرتر شده اند. درددل از دوران اصلاحات زیاد است ، فقط به همین بسنده می کنم که من همیشه در طول این 8 سال احساس می کردم که ایران من رئیس جمهوری ندارد، انقلاب امام من در حال نابودی است، دوران قاجار در حال تکرار شدن است و ما مستعمره ای بیش نیستیم.

آقای احمدی نژاد! عده ای زیادی هستند که مرا به خاطر دوست داشتن تو سرزنش می کنند و احمقم می پندارند. در جواب این عده کوردل باید بگویم که چگونه می توانم تو را دوست نداشته باشم ، وقتی که این تو بود که عکسهای پاره پاره رهبر عزیزم را از خیابانها جمع کردی و پشتیبانش شدی؟ چگونه می توانم دوستت نداشته باشم وقتی که تو عزت و افتخار و حیثیت را به ایرانم برگرداندی؟ این تو بودی که این مردم را از دست حماقتهای امثال خاتمی نجات دادی. وقتی که می بینم آن پیرمرد روستایی دستهای پینه بسته اش را بالا می برد و برایت دعا می کند و یا مردمان آبادی ها که خانه های کاه گلی شان به بتن آرمه تبدیل شده است ، تو را اینگونه می پرستند ، من چگونه می توانم قدرنشناس بوده و تو را دوست نداشته باشم؟

آقای احمدی نژاد! چند شب پیش که در حال مرور عکسهایت بودم ، ناگهان نگاهم به عکسی که در سال 84 انداخته بودی افتاد. چقدر پیر شدی محمود!! بسیار اندوهگین شدم. با خود گفتم که چه چیزهایی می تواند یک مرد را اینگونه بشکند؟؟ چه سوال عجیبی می کنم. کاملا روشن است که هر کسی که جای تو باشد و 24 ساعته به فکر خدمت به این مردم باشد و بعد هم هزار جور تهمت وناسزا بشنود باید هم پیر شود. تو پیر شدی چون شب وروز و لحظه لحظه های این 4 سال را در بین مردم در روستاها و شهرهای کوچک برای حل مشکلات این مردم گذراندی. اگر تو هم مثل خاتمی به جای سفر به شهرها و روستاهای فقیر نشین با همسرت به سفر یک ماهه ایتالیا می رفتی ، هیچ وقت پیر نمی شدی. افتخار تو بوسه زدن بر دستهای پینه بسته پیرمرد و پیرزنهایی بود که گل دسته های خود را تقدیم این انقلاب کرده اند. نه مثل خاتمی که به بهانه گفتگوی تمدنها به آلمان می رود و در کنفرانس برلین در رقص زنها شرکت می کند و شب را با خانم لیزارایس هم خواب می شود. تو پیر شدی چون هنوز هم در همان خانه قدیمی که سقفش در حال فرو ریختن است زندگی می کنی و مثل بعضی ها اهل و عیال را به کاخ شاه نمی بری. تو پیر شدی چون یک تنه در مقابل استکبار ایستادی و هیمنه اسرائیل را شکستی و هولوکاست را انکار کردی. نه اینکه مثل خاتمی با چاپلوسی و خود شرینی و به خاطر یه تعریف و تمجید ساده غربی ها حتی حاضرباشی ناموس ملتت را هم بفروشی. راستی محمود! از عهد نامه پاریس ، قرار داد سعد آباد ، پروتکلهای الحاقی و 4 سال تعطیلی نیرگاه نطنز که در دوران خاتمی اتفاق افتاد خبر داری؟؟ از 18 تیر 78 چی؟؟ از روزنامه های زنجیره ای چی؟؟

تو پیر شدی ، چون هر کسی در این مملکت بخواهد صادقانه خدمت کند پیر می شود.

آقای احمدی نژاد! در این 4 سال همیشه یک سوال ذهن مرا مشغول کرده است. همیشه از خودم می پرسم که واقعا اگر احمدی نژاد نبود چه بلایی قرار بود سر این مردم بی گناه بیاید؟؟ بدون شک اگر تو نبودی ما اکنون از افغانستان وعراق هم حقیرتر بودیم. چون راهی را که خاتمی در پیش گرفته بود قطعا پایانی جزء این راه نداشت. اکنون که فکر می کنم می بینم خدا ما ایرانیها را خیلی دوست دارد که ناجی ای چون تو را برای نجات ما فرستاده است. به گفته فاطمه رجبی این امام زمان است که احمدی نژاد را بر دلها حاکم کرده است.

آقای احمدی نژاد! من نگرانم. نگرانم از اینکه 4 سال بعد که تو نباشی و مردم ما باز هم فریب این سگ صفتان را بخورند. از اینکه تصور می کنم روزی باید نهاد ریاست جمهوری را ترک کنی تنم می لرزد. کاش قانونی تصویب می شد تا تو برای همیشه رئیس جمهور ما باقی می ماندی. حیف که نمی شود.هر چه قدر گشتم نتوانستم لقبی را که در شان تو باشد به کار ببرم ولی بهترین آن همان است که خانم رجبی گفت: احمدی نژاد معجزه هزاره سوم . . .    خدایا از اینکه احمدی نژاد را آفریدی ، متشکریم.

آقای احمدی نژاد! حرفهای آخرم را می زنم. 3 سال از آخرین دیدار ما می گذرد. چند ماه که به شهر ما آمدی، نتوانستم به استقبالت بیایم چون صبح همان روز در خبرها شنیدم کرد سوریه هستی و من نمی دانستم که بعداز چند ساعت به شهر ما سفر می کنی. چون سفرهای خاتمی به اروپا بیشتر از یک ماه طول می کشید.

آقای احمدی نژاد! بدان که ایران فقط تهران نیست و دعای ما آزادی خواهان و همه مستضعفان و مومنان پشت سر توست و به امید خدا تو باز هم بر دشمنانت پیروز خواهی شد حتی اگر خاتمی 10 بار هم با جرج سورس دیدار کند و نقشه براندازی نظام را یکشد.

آقای احمدی نژاد! می دانم غیر ممکن است ، ولی اگر این نامه را خواندید نظر خود را بگویید.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 10:5 |
 

                                                                                                                                                                                                                                                         

محاکمه موسوی، کروبی و خاتمی ،

 

تنها راه بازگشت آرامش به جامعه !

 

وقتی که میرحسین موسوی بعد از 20 سال از غار سیاسیت بیرون آمد ، هیچ کس تصورش را هم نمی کرد که موجب این همه تنش و تلاطم سیاسی شود. موسوی که در آخرین لحظات با حضور خود مانع از کاندیداتوری محمد خاتمی شده بود تلاش می کرد که خود را یک اصلاح طلب اصولگرا معرفی کند. اینکه یک نفر معلوم نبو.د در این 20 سال کجا بوده و چکار می کرده است به یکباره بخواهد رئیس جمهور شود سوالهای بسیاری را در محافل سیاسی و افکار عمومی ایجاد کرده بود. اینکه او چقدر با دوران اصلاحات موافق است؟؟ او چقدر به گفتمان امام و انقلاب پایبند است؟؟ سوالاتی بود که در ذهن اقشار مختلف مردم درباره این مرد مجهول الهویه وجود داشت. تنها امتیازی که موسوی در بعد سیاسی داشت هشت سال نخست وزیری او در ددوران امام بود که آن هم به خاطر چند نامه و استعفا حاوی ابهامات زیادی است. در تبلیغات انتخاباتی که موسوی مدام خود را وفادار به امام و کلام امام و انقلاب معرفی می کرد ، ولی با گذشت زمان مشخص شد که اینها شعارهای تبلیغاتی بیش نبوده است. موسوی که با حضور معنی دار خود بازی برنده اصلاح طلبان را سوزانده بود ،تلاش می کرد که به هر نحوی که شده جبهه قدرتمندی را  در مقابل احمدی نژاد قرار دهد. وی از هماه ابتدا با تخریب بی سابقه دولت ، فریب مردم، یاوه گویی، انتشار اخبار کذب درصدد برتری بر رقیب خود بود . دلایلی وجود دارد که نشان می دهد که موسوی از همان اوایل انتخابات منحرف شده بود. حمایت سازمان مجاهدین و نهضت آزادی  از موسوی که امام آنها را غیر قاننونی و نامشروع خوانده بود و استقبال موسوی از این حمایت ، مشخص کرد که موسوی برای پیروزی در انتخابات دست به هر کاری می زند

استقبال او از حمایت سازمان مجاهدین و نهضت آزادی مخالفت صریح وی با امام و انقلاب است. میرحسین که اقشار مختلف مردم را حامی احمدی نژاد می دید سعی می کرد زمینه را به آشوب کشیدن کشور در صورت شکست خود فراهم کند. ارائه نظر سنجی های دروغین ، القا بحث تقلب ، تشکیل کمیته صیانت از آراء و ارائه آمارهای دروغین . اینها همه برای مردی بود که به قول خودش هیچ چیزی برای از دست دادن نداشت. در ریشه یابی عوامل آشوبهای بعد از انتخابات نکات قابل تاملی دیده می شود. نگاهی گذرا به اعترافات متهمان دردادگاه نشان از انحراف عمیق جریان اصلاح طلب به ویژه سردمداران این جریان می دهد. موسوی و کروبی با انتشار بیانیه های تحریک آمیز ، ارائه اخبار دروغین، دروغ بستن به نظام جمهوری اسلامی و ضربه به حیثیت نظام، همسو شدن با دشمنان انقلاب و پهن کردن مردم در خیابانها ، عاملان اصلی حوادث پس از انتخابات به شمار می روند. با کمی تامل در می یابیم همه این بحرانهای سیاسی در ایران هنگامی شکل گرفت که موسوی آن مرد همیشه در توهم قدم نامبارک خودرا به صحنه سیاست گذاشت. با گذشت پنج جلسه از دادگاه متهمان  درایت و استواری قوه محترم قضائیه بر همگان ثابت شده است. ولی انتظار مردم از این قوه بیش از اینهاست. مردم خواهان محاکمه عاملان اصلی این حوادث هستند. اکنون که همه چیز روشن است و به هزاران دلیل موسوی و کروبی و خاتمی از دین و چارچوب نظام خارج شده اند از قوه قضائیه می خواهیم با محاکمه این ملعونان مردم فریب بار دیگر آرامش را به جامعه سیاسی ایران بازگرداند و انتقام خونهای ریخته شده را بگیرد. اکنون که  بیشتر رهبران اصلاح طلب مثل سگ از اقدامات خود پشیمانند ، تنها راه چاره آنست که اندک باقیمانده عوامل حوادث هم  هر چه سریعتر به پای میز عدالت کشیده شوند . باور کنید تنها راه چاره همین است. پس لطفا سگهای ولگرد را جمع کنید .

 

ته خط موسوی و کروبی کجاست؟؟

 

یک بهمن نوک قله یک بهمن نیست ، بلکه یک گوله برفی کوچک است که با حرکت به سمت پایین کوه تبدیل به بهمن می شود و سقوط می کند.ماجرای کروبی و موسوی هم بسیار شبیه این مثال است. نمی دانیم موسوی و کروبی تا کجا می خواهند پیش بروند؟ چقدر دیگر می خواهند از نظام فاصله بگیرند؟ وقتی که می بینیم ابتدا فقط سازمان مجاهدین و نهضت آزادی از این دو حمایت می کردند ، ولی کار را به جایی رسانده اند که که آمریکا ، اسرائیل، منافقین و خاندان پهلوی و غرب از این دو به تعریف و تمجید می پردازند.

آقایان بس است ، خجالت بکشید، کمی به خودتان بیایید، تاکی می خواهید هیزم کش آتش دشمنان باشید؟؟ خودتان هم خوب می دانید که آنها  از همان لباس و دین شما بیزارند ، ولی فقط به خاطر اینکه احمق تر از شما کسی را پیدا نکردند، از شما حمایت می کنند. راه سبزی را که شما در پیش گرفته اید قطعا پایانی جز پایان راه منافقین نخواهد داشت. آقایان! باور کنید اینجا ایران است. دلمان می سوزد وقتی می بینیم شما در روز قدس با کسانی همراه می شوید که جمهوری اسلامی را قبول ندارند. دلمان می سوزد وقتی می بینیم شما در مراسم ختم یک دختر فراری که هنوز زنده است شرکت می کنید. دلمان می سوزد وقتی در برابر این همه تمجید وتعریف دشمنان از شما حتی یک تکذیبیه صادر نمی کنید. دلمان برای رای 85 درصدی مردم می سوزد که به خاطر حماقتهای شما بی اعتبار شد. دلمان وقتی بیشتر می سوزد که  می بینیم اگر لجبازی شما خائنان نبود ،ایران به عنوان قدرت اول منطقه  به حساب می آمد. دلمان برای حماقت بزرگتر شما می سوزد وقتی از کسی مثل حسینعلی منتظری ( شیخ مطرود ) کمک می خواهید. آقای موسوی ! یا این کارتان حماقت خود را به حد اعلی رساندید. گاهی وقتها فکر می کنم که شما یا خائن به نظام هستید و یا خیلی احمق تشریف دارید ، که احتمال دوم بیشتر است.

موسوی و کروبی دو جسد سیاسی هستند و سقوط آنها به فضل الهی نزدیک است.

مرگ بر خائنین به اسلام وایران

اصلاح طلبان

     

         اصلاح طلبان باید از صحنه سیاست محو شوند !

 

التهاب سیاسی در ایران از وقتی شروع شد که محمد خاتمی در دوم خرداد 76 در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید و جریانی را پایه گذاری کرد به نام جریان دوم خرداد. از آن تاریخ که دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب در کشور رایج شد ، ایران شاهد حوادث تلخ و ناگواری بوده است. از حادثه 18 تیر 78 گرفته تا ماجرای قتلهای زنجیره ای و آزادی های مطبوعاتی و تحصن در مجلس ششم و حوادث انتخابات دهم. در ریشه یابی این 12 سال به این نتیجه می رسیم که احزاب اصلاح طلب همواره برای کشور مشکل ساز بوده اند.از رئیس جمهور اصلاح طلب که در 8 سال  80 سال کشور را به عقب برگرداند. تا مجلس اصلاح طلب ششم که کثیف ترین مجلس تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می رود.

اکنون که تخلفات احزاب اصلاح طلب ، به خصوص احزاب کارگزاران، مشارکت و مجاهدین روشن شده است، قوه قضائیه باید این احزاب را برای همیشه توقیف و اعضای آن را به شدت مجازات کند. وقتی که رهبر نمادین اصلاح طلبان یعنی خاتمی با سورس دیدار می کند و نقشه براندازی نظام را طراحی می کند دیگر چه بهانه ای وجود دارد تا این غده های سرطانی در کشور فعالیتی بکنند. هنوز هم دیر نشده است . می توان با کمی تدبیر آرامش را به جامعه بازگزداند. به نظر حقیر جریان اصلاح طلب غده سرطانی این نظام می باشد و باید از صحنه سیاسی ایران محو شود. انشاءالله.

                                                                  

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در جمعه 17 مهر1388 و ساعت 9:48 |

 

توسط روزنامه ایران افشا شد:

 

لیست زمینهای واگذاری در دولت خاتمی

 

 

حسین کمالی  وزیر کاردولت خاتمی: ۵۰ هکتار در شمیران

 

عطاءالله مهاجرانی  وزیر فرهنگ دولت خاتمی: 40 هکتار در دماوند

 

عیسی کلانتری  وزیر  کشاورزی دولت خاتمی: 4 هکتار در شمیران

 

غلامرضا شاففعی  وزیر صتایع دولت خاتمی: 5 هکتار در شمیران

 

عبدالواحد موسوی لاری  وزیر کشور: 90 هکتار دراستان فارس

 

یاسر هاشمی : تصرف قسمتی از پارک چیتگر جهت احداث باشگاه اسب سواری

 

مهدی هاشمی:  دریافت سالانه دو میلیون دلار پورسانت

 به مدت 10 سال از شرکت استات اویل

 

فائزه هاشمی:  ساخت باشگاه اسب سواری در لواسان

 

محمدهاشمی : ۲هکتار در لالان شمیران

 

همسر محمد هاشمی:  15 هکتار در دارآباد از منابع ملی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

      و ده ها مورد دیگر. . . .

 

 

این بود شعار دولت اصلاحات؟؟

 

  منبع:سایت  www.entekhab10.net 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در چهارشنبه 1 مهر1388 و ساعت 19:29 |

 

یک سال گذشت . . .

 

سال گذشته درست همچین روزی بود که فکر ساختن یه وبلاگ به سرم زد. وقتی که از همه عالم و آدم متنفر بودم، وقتی که نامردی ها، بی وفایی ها و هزر جور نیرنگ بازی و فریب کاری را در دنیای واقعی خودم دیدم، تصمیم گرفتم برای رهای از این همه غم و غصه وارد دنیای مجازی بشم. دنیایی که ابتدا بسیار زیبا ، ساکت و مهربان به نظر می رسد. ولی اگر ذره ای اشتباه کنیم می شود کثافتخانه ای بدتر از دنیای واقعی.

اولش که می خواستم وبلاگ بنویسم دو تا هدف داشتم: هدف اصلیم این بود که می خواستم اون چیزایی رو که تو فکرم می گذره و اون تحلیلهای ذهنی رو که درباره مسائل مختلف داشتم رو بنویسم . چون من از بچگی عاشق کار خبرنگاری و روزنامه نویسی بودم. برای همین همیشه از اینکه خیلی چیزهارو تحلیل می کردم و تو دفترم می نوشتم و نمی تونستم اونارو به کسی نشون بدم عذاب می کشیدم. ولی از طریق وبلاگ تونستم این کارو بکنم. مخصوصا در مسائل سیاسی و این بهترین دستاورد من در وبلاگ بود.

هدف دومم از وبلاگ نویسی ورود به دنیای اینترنت و آشنای با دوستان مجازی و پر کردن اوقات و فراغت و فرار از مشکلات بود. وبلاگ چند مدتی تبدیل به اولین الویت زندگی من شده بود. همیشه زندگی دوستامو دنبال می کردم . وقتی که یکی از بچه ها خداحافظی می کرد ناراحت می شدم و هر روز از پیدا کردن دوستای جدید خوشحاتر می شدم.ولی به مرور هدف دیگری برام به وجود اومد که. . . .

 

داشتن صداقت همیشه چیز خوبی نیست!

 

تو چند ماه اول همیشه فکر می کردم که آدمای دنیای وبلاگ و اینترنت با آدمای دنیای واقعی تفاوت دارند. همیشه با خودم می گفتم همه اونایی که وبلاگ می نویسند یه جورایی دل پاک هستند و همه شون از تنهایی فرار کردند و اومدند اینجا. ولی بعد فهمیدم اشتباه می کردم. تو دنیای سایبر هم مثل دنیای واقعی هم آدمای خوب و باحال پیدا میشه و هم آدماب بد و آشغال.

5 ماه از وبلاگ نویسیم گذشته بود که هدف سومی هم به اهدافم اضافه شد. و اون پیدا کردن دوستی که بتونه وارد دنیای واقعی من بشه. البته یه سری شرایط هم دست به دست هم داد تا اینکه این تصمیم مسخره رو گرفتم. اواخر پارسال که بهترین دوستم از طریق وبلاگ عاشق شد و رفت ومنو تنها گذاشت ، منم تصمیم گرفتم که برای پر کردن تنهاییم یه دوست پیدا کنم. و این سرآغاز همه اتفاقاتی بود که بعدها منو تو انبوهی از مشکلات روحی غرق کرد. اشتباه بزرگ من در وبلاگ ورود دوستیهای مجازی به دنیای واقعی در سطح وسیع و گسترده بود. اینجا بود که فهمیدم آدما در هر جایی که باشند ، دارای همان خصوصیات هستند. اینجا بود که فهمیدم خانما در هر جایی که باشند ، اعم از دنیای واقعی و سایبر بیشتر از هزار تا چهره دادرند.اینجا با خانمایی آشنا شدم که هرگز مشابه شو در دنیای واقعی ندیده بودم. هر کدوم نیز از روشهای مختلف برای دوست شدن استفاده می کردند.. از خانمی که هر 6 ماه یه بار دوست پسرشو عوض می کنه و ملاک خوش تیپ بودن طرفه ،نه صداقتش. یا خانمی که به بهانه نوشتن خاطرات من پیشنهاد دوستی میده. یا خانمی که به بهانه تنهایی ابتدا آی دی منو می خواد و من بعدش باید متوجه می شدم نوبت به شماره وتلفن و باقی چیزها میشه. یا خانمی که به خاطر شکست عشقی که قبلا داشته به بهانه درد دل کردن از دوستی صحبت می کنه. یا خانمی که ادعا می کنه خیلی تنهاست ولی بعد متوجه میشی که ..........بی خیال. وقتی خانمی که به بهانه اینکه تاریخ تولدمون تو یک روزه و از تفاهم داشتن و دوست شدن صحبت می کنه. و بعدش وقتی به وبلاگش سر می زنی می بینی فقط دو روزه وبشو ساخته. و هدفی جزء دوست پسر پیدا کردن نداره. اواخر این ماجراها برام تبدیل به یه کار تحقیقاتی درباره خانمها ( این موجودات اعجاب انگیز) شده بود. در تحقیقاتم به نتیجه رسیدم که 80 درصد خانمهای وبلاگ نویس دنبال پیدا کردن دوست هستند.

البته همه شون اینجوری نبودند . بعضی یاشون واقعا با کمالات و با معرفت هستند. به خصوص یه نفر که حتما خودش می دونه کیه که جا داره از همین جا ازش تشکر کنم.

خلاصه می خوام اعتراف کنم که در پاره ای مواقع وارد بازیهایی شدم که که باعث شد حاشیه ای زنگیم بیشتر هم بشه. اشتباه بزرگ من داشتن صداقت زیادی در رخورد با همون آدما بود. من همیشه دوست داشتم با همه آدما صادق باشم . ولی اینجا فهمیدم صداقت داشتن همیشه چیز خوبی نیست. بعضی وقتا دروغ لازمه زندگیه.

تو این یکسال که وبلاگ دارم زندگی من کاملا متحول شده. بعضی مشکلاتم حل شده و بعضی مشکلات هم اضافه شده. بدترین دستاورد وبلاگ برای من از دست دادن بهترین و صمیمیترین دوست دنیای واقعیم از طریق وبلاگ بود. تو این وبلاگ اونقدر بی صداقتی و نامردی دیدم و اونقدر فحش و ناسزا شنیدم که دیگه حسابی پوست کلفت شدم.

از همه دوستای عزیزم که منو تو این یه سال همراهی کردند تشکر میکنم و از همین جا دستشون هم می بوسم. می خوام بهشون بگم که برای نوشتن ادامه این وبلاگ به کمکتون احتیاج دارم. و لطفا به سوال زیر جواب بدید.

 

هدف شما از وبلاگ نویسی چیست؟؟

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در چهارشنبه 25 شهریور1388 و ساعت 14:52 |

 

پاسخ به نظرات خوانندگان

 

در راستای مسائل به وجود آمده در چند روز و چند هفته اخیر مبنی بر انتقادها و توهینهای مکرر بعضی از خوانندگان که دیگر احساس کردم که از حد و اندازه خود خارج شده و به خاطر درخواستهای مکرر بسیاری از دوستان مبنی بر دادن پاسخی قاطع و اعلام مواضعی محکم در مقابل این توهین ها ، لازم می دانم که جواب چند انتقاد و توهین را بدهم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ به آقا یا خانم رهجو:

 

   دلیل ازدواجهای نابه هنجار اقتدا به پیامبر نیست

 

جناب رهجو! از اینکه همیشه و در همه حال یار و یاور بنده بوده و از خوانندگان و منتقدین دائمی مطالب من هستید سپاسگذارم. نقدهای بسیار جالب شما که نشان از شعور و فهم و کمالات شما می باشد، باعث می شود که بنده انگیزه بسیاری برای ادامه نوشتن مطالبم داشته باشم.

دوست عزیز! اینکه بسیاری از مواقع پاسخ مناسبی برای نقدهای شما ندارم به خاطر اینست که هرگز دوست ندارم که خود را وارد دعوای رسانه ای بکنم. زیرا با این بحثها نه من می توانم شما راقانع کنم نه شما می توانید مرا از اعتقاداتم برگردانید.اما به خاطر درخواست بعضی از دوستان به دادن جواب به نقد شما در مسئله ازدواج لازم است مطالبی را توضیح بدهم.

جناب رهجو! از انسان با شعور و با فهمی چون شما بعید است که این دو مسئله را در مقابل هم قرار دهید و تحلیلی این گونه داشته باشید. ما هیچ وقت نباید خود را با پیامبر و ائمه اطهار مقایسه کنیم. آنها انسانهای عادی نبودند و همه کارهای آنها یک نوع دستور خداوند به پیامبر خود بود که ما از راز و حکمت آن بی خبریم. مسلمل این اشتباه بزرگی است که ما اشتباهات زندگی خود را به به میان کشیدن سنت پیامبر توجیه کنیم.دراینکه هیچ کس ( حتی خود شما) نظر بنده را انکار نمی کنید شکی نیست. کمتر کسی هست که نداند این ازدواجها چه عوارض وحشتناکی برای جامعه به دنبال دارد. . شما خودتان خوب می دانید که از نظر پزشکی هم هیچ توجیهی برای این اقدام وجود ندارد. اگر به قول شما ما بخواهیم به سنت پیامبر خود عمل کنیم ، پس هیچ دختری حق تحصیل ، حق پیشرفت و حق زندگی ندارد چون باید با اقتدا به پیامبر خود در ده سالگی ازدواج کند.

دوست عزیز ! بنده در چند روز گذشته این مسئله را با پیش نماز و روحانی محل هم در میان گذاشتم که ایشان هم با ابراز نارضایتی ار این عمل وقاحت آمیز به شدت آن را محکوم کردند. و حتی در سخنرانی خود در منبر پیامبر خدا در مسجد عوامل این عمل را شدیدا مواخذه کردند. و حتی آن را گناه کبیره خوانده اند.پس شما نمی توانید ادعا کنید که از یک روحانی بیشتر می دانید.مگر اینکه دوباره بخواهید سفسطه کنید.

لازم است بدانید من بارها با کسانی که از این قبیل ازدواجها انجام داده اند صحبت داشته ام . آنها هر دلیلی برای اقدام خود داشتند جزء این دلیل که به پیامبر خود اقتدا کرده باشند. خودتان خوب می دانید تنها دلیل این ازدواجها عقب ماندگی فرهنگی و هوا و هوس است.

دوست عزیز ! فکر کنم که با این توضیحات و دلایل پست قبلی قانع شده باشید . هر چند که می دانم نشدید. باز هم از اینکه همراه من هستید سپاسگذارم. بدانید حساب شما با آن بی ادبان جداست. بی صبرانه منتظر نقدهای شما هستم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ به خس و خاشاک:

 

دانشجویی ساده ام و جیره خوار کسی هم نیستم !

 

اربابان شما مثل سگ پشیمانند

 

از اینکه این اسم را برای خودتان انتخاب کرده اید متاسفم. لازم است بدانید من یک دانشجوی ساده ام که اتفاقا در منطقه محرومی هم زندگی می کنم. بنده در خانواده ای سیاسی بزرگ شده ام و همه سختی هایی که درراستای برپایی و به ثمر نشستن این انقلاب انجام شده است را با گوشت و پوست خود احساس کرده ام. من در خانواده ای بزرگ شده ام که شهید، جانباز ، اسیر و ایثارگری را به خوبی درک می کنم. آنقدر هم مطالعه و تحقیق داشته ام که بدانم که امثال موسوی چه قدر شبیه بنی صدر هستند . اکنون که همه از توطئه اربابان شما علیه نظام آگاه شده اند دیگر نباید فریب خوردگانی چون شما این قضایا را مطرح کند. اربابان شما مثل سگ پشیمانند و آنوقت شما خس و خاشاکها دم از عدالت می زنید. همه نوشته های من از اعتقادات عمیق من سرچشمه می گیرد و برای نوشتن این مطالب از کسی پول نمی گیرم. شما نمی توانید با من وارد بحث شوید چون اصولا طرفداران موسوی هیچ دلیلی برای کارهای خود ندارند.چون واقعا خس و خاشاک هستند.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ به نوشین خانم:

 

ایران جای نظرات ماکس وبری نیست

 

متاسفم از اینکه همچین آدمی در جامعه ما زندگی می کند . من اصولا با کسی که نه دین دارد و نه آخرت را قبول دارد وارد بحث نمی شوم. کسی به پیامبر خود توهین می کند چگونه می تواند از سنت ایشان سخن بگوید؟ انسانهایی مثل این خانم دین را تا جایی قبول دارند که از هوا و هوس خودشان جلو گیری نکند. سر کار خانم ! نظرات ماکس وبری برای مردمان اروپا و غرب است. لازم است بدانید اینجا ایران است . ایران

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ به بی ادبان:

 

با فحش و ناسزا از اعتقاداتم برنمی گردم!

 

توهین کنندگان ناموس ندارند

 

هر چه قدر اندیشیده ام ندانستم که من چه پاسخی می توانم برای شبه انسانهایی که از ادب و تربیت محرومند، برای کسانی که انگار در جنگل بزرگ شده اند، برای کسانی که بی پدر و مادر و همانند بچه های سر راهی بزرگ شده اند داشته باشم. در طول ایام انتخابات و بعد از ان متاسفانه به خاطر اعتقاداتم حدود 65 مورد فحش و ناسزا شنیدم . و تا الان با همه سختی ها تحمل کرده ام. بسیاری از دوستان می گویند من چرا آنها را پاک نمی کنم ، اکنون در جواب می گویم: می خواهم آنها تا ابد بمانند  و در آینده بدانم که چقدر برای پرورش اعتقاداتم فحش وناسزا شنیده ام. وقتی که عصبانیت این عده را می بینم ، آن وقت می دانم چقدر در نوشته هایم پیشرفت کرده ام. دادن پاسخ به این فریب خوردگان دردی را از من دوا نمی کند ، فقط می خواهم بک بار برای همیشه بگویم که بداند با فحش و ناسزا از اعتقاداتم بر نمی گردم ، چون با اینها بزرگ شده ام. و مطمئنم بیشتر انها نیز درست است. من فکر می کنم آنهایی که فحش ناموس می دهند اوصولا خودشان بی ناموس هستند یا بی غیرت تشریف دارند. شاید بعداز این پست هم کسانی بخواهند که بازم ناسزا بگویند . اما از همین جا می گویم هر فحش وناسزایی که به من می دهید قطعا لایق پدر و مادر خودتان می باشد..

پس توهین نکن هموطن.

 

از همه دوستانی که درپست قبلی با نظرا ت جالب خودشان مرا شرمنده کردند سپاسگذارم. از همین جا ضمن خوشامد گویی به دوستان جدید ، ماری خانم – ستاره شب- آقا امیر- نیلوفر خانم- هستی خانم و مریم خانم به عرض آنها می رسانم که من شما را با افتخار و با کمال میل لینک کردم. امیدوارم  همیشه همراه هم بمانیم.

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در یکشنبه 15 شهریور1388 و ساعت 13:8 |
 

شباهتهای موسوی و بنی صدر

 

دوشنبه هشت تیر ساعت 10 شب را نشان می دهد. اخبار شبانگاهی اعلام می کند که صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تایید شده است. خوشحال شدم و یک نفس راحت کشیدم. ولی وقتی اتفاقات بعد از انتخابات را در ذهنم مرور می کردم، نمی دانم چرا ناگهان حوادث سال 60 در نظرم مجسم شد. ناگهان این موضوع ذهنم را مشغول که وقتی هیچ شبهه ای در نتخابات نبوده است، پس چه کسی باید جواب این خونهای ریخته شده را بدهد؟؟ مسئول خسارات وارده بر اموال عمومی و بیت المال کیست؟؟ وجهه بر باد رفته بین المللی کشور چگونه باید جبران شود؟؟  وقتی دنبال مقصر می گردی ، همه راهها به کسی ختم می شود به نام میرحسین بنی صدر( ببخشید میرحسین موسوی). وقتی تاریخ را مرور می کنیم، می بینیم که وقایع چند روز اخیر بعد از انتخابات چه قدر به وقایع سال 60 شبیه است. آن زمان هم همه ماجراها به یک سید دروغین ختم می شد به نام بنی صدر. وقتی که زیاد این دو شخصیت را حلاجی می کنیم، می بینیم که چقدر به هم شبیه هستند. که به چند نمونه اشاره می کنم:

بنی صدر نزدیک 10 سال یکی از وفادارترین یاران امام بود و یکی از عناصر اصلی انقلاب به شمار می رفت، ولی در مقابل قانون و عدالت ایستاد و در برابر امام قرار گرفت. دقیقا شبیه همین اتفاق ، موسوی هم 8 سال نخست وزیر و از نزدیکان رهبری در دوران دفاع مقدس بود. ولی اکنون رودر روی رهبری قرار گرفته است.

بنی صدر بعد از عزلش از ریاست جمهوری خیابانها را به آشوب کشید و به خانه های تیمی منافقین پناه برد. هزاران نفر در 30 خرداد 60 کشته شدند. آشوبها چند روز در خیابانها ادامه داشت و خسارات سنگینی به جمهوری اسلامی وارد شد. دقیقا همین کار را موسوی بعد از شکست در انتخابات انجام داد و با رهبری اغتشاشگران و هدایت آشوبها تهران را به خاک و خون کشید. و او هم مثل بنی صدر به عوامل آمریکایی و انگلیسی در خارج و ضد انقلابها در داخل پناه برد.

بنی صدر مدام سادات بودن خود را به رخ مردم می کشید و از رای 10 میلیونی خود برای سرکوفت زدن بر رقبای سیاسی خود استفاده می کرد و موسوی هم با اتکا بر پارچه سبز بسیاری را فریب داد و مخالفان با سادات را کافر می خواند.

شباهت دیگر این دو اینست که هر دو در برابر قانون ایستادند و قانون را نقض کردند. موسوی که دولت را بارها به قانون گریزی متهم می کرد، خود یکی از قانون شکنان بزرگ لقب گرفت.

مطالعه بیشتر این دو شخصیت ابعاد جدیدی از اتفاقات و حوادث اخیر تهران را روشن می کند و این یک هشدار برای جمهوری اسلامی است که اگر مراقب نباشیم می شود بعد از 30 سال یک بنی صدر دیگر متولد شود. امسال با سال 60 یک تفاوت عمده داشت . و آن هم اینکه مردی به نام احمدی نژاد در صحنه بود و ملت را از دست بنی صدر دوم نجات داد. خدایا! از اینکه احمدی نژاد را آفریدی، متشکریم!!!

بنی صدر! کجایی که موسوی روسفیدت کرد؟

 

 

قبل از اینکه با لباس زنانه بگریزند:

 

موسوی و خاتمی باید محاکمه شوند!

 

پرونده انتخابات دهم بسته شد. اکنون مسئولان با آرامش بیشتری می توانند حوادث اخیر را بررسی کند . وقت آن است که عاملان اصلی اغتشاشات ، شناسایی و برخورد قانونی با آنها صورت گیرد. این بار نباید سهل انگاری سال 60 را تکرار کنیم. مقصر و مجرم کاملا روشن است. اکنون که دادستان کل کشور هم درخواست کرده است ، باید هر چه زودتر و قبل از اینکه ماجرای بنی صدر تکرار شود و قبل از اینکه موسوی و خاتمی مثل بنی صدر و مسعود رجوی با لباس زنانه کشور را ترک کنند ، باید محاکمه شوند. این دو ملعون باید به جرم هدایت آشوبگران و ریختن خون انسانهای بی گناه و ایجاد هرج و مرج و وارد کردن خسارت به اموال عمومی ، به دست قانون سپرده شوند تا عبرتی برای سایرین گردد. محاکمه این دو سید مردم فریب می تواند مقدمه ای باشد تا مفسدانی چون ، کروبی ، هاشمی ، کرباسچی و ........برای همیشه از صحنه سیاست محو شوند.

فقط یک سوال: آقای موسوی! هنوز هم احساس خطر می کنی؟؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در جمعه 12 تیر1388 و ساعت 23:26 |

 

حضور عالی و انتخاب متعالی

 

انقلاب سوم ملت ایران

 

اکنون که قلم به دست گرفته ام نمی دانم کدامین جشن را توصیف کنم. از حضور حماسی ملت هوشیار ایران بنویسم یا از پیروزی حق بر باطل. از بهت رسانه های خارجی بگویم یا از عزای اصلاح طلبان.

آری ! ملت ایران یکبار دیگر با حضور حماسی خود مشت محکمی بر دهان یاوه گویان استکبار جهانی وارد کرد. ملت ایران بار دیگر با 40 ملیون رای وفاداری خود را به جمهوری اسلامی نشان داد. ملت ایران بار دیگر با انتخاب خود نشان داد که چه قدر قدرشناس و فهیم هستند. آری! به کوری چشم اشرافی گرایان و اصلاح طلبان غربگرا احمدی نژاد این خادم ملت بار دیگر حقیقت را زنده کرد. به اعتقاد من این را می توان انقلاب سوم ملت ایران نامید. همانگونه که ملت ایران در سال 57 با قیام خود حکومت شاهنشاهی را به زیر کشید و انقلاب اول را شکل داد. همانگونه که 4 سال پیش اشرافی گری خاتمی و دارودسته اش را برچیده اند و انقلاب دوم را برپا کردند امروز بار دیگر با به زیر کشیدن اصلاحاتی های غربگرا و سید مردم فریب کشور را به دستان باکفایت احمدی نژاد سپردند تا همچون 4 سال گذشته به سرعت به سوی پیشرفت و ترقی حرکت کنیم.

درود بر مردم حقیقت جو.  درود بر همه ایرانیان طرفدار حق.  زنده باد محمود احمدی نژاد.

 

اصلاح طلبان! به این مرد تعظیم کنید

 احمدی نژاد

 

اغتشاش بس است

 

جنبه باخت داشته باش آقای موسوی!

 

جمعه ملت ایران جواب قاطعی به دروغ گویی های موسوی و دارودسته اش داد. این آقایان که ماههاست با یاوه گویی های خود و تخریب احمدی نژاد اصول اخلاق را زیر پا گذاشته بودند. جواب دندان شکنی از سوی مردم دریافت کردند. آقای موسوی! دیدی آه ائمه اطهار چگونه تو را خار و حقیر کرد؟؟؟ دیدی با چسبیدن به خاتمی و هاشمی چگونه اعتبار انقلابی تو لکه دار شد؟؟؟؟ چقدر گفتیم رنگ سبز رنگ مقدسی است و از آن سوء استفاده نکن . چه قدر گفتیم به این افراطیون دل نبند. آقای موسوی ! بهتر است دست از لجاجت برداری و نتایج انتخابات قبول کنی. تو خودت خوب می دانی که بازیچه یک عده افراطگرا که از طرف غرب خمایت می شوند شده ای. جنس شما از جنس آنها جداست( شاید هم نیست) باخت را قبول کنید تا آرامش به خیابانها برگرد.

آقای موسوی ! تو خودت خوب می دانی که این اعتراضها هیچ فایده ای ندارد و انتخابات سالمتر از همیشه برگزار شده است. پس چرا با این کارها بهانه دست دشمنان می دهی؟؟ اگر هنوز هم از صداقت و دلسوزی دوران جنگ را دارید( که می دانم ندارید) به هوادارانتان بگویید: اغتشاش بس است.

 

پشت پرده اغتشاشات تهران فاش شد!

 

دیدار مخفیانه خاتمی با آمریکاییها در مصر

 

در حالی که این روزا به خاطر نتایج انتخابات اوضاع شهر تهران ناآرام است و رسانه های دولتهای غربی هم مدام به این اغتشاشات  دامن می زنند. بشنوید از اقدامات رئیس جمهور سابق ایران که هنوز دست از پاچه خاری آمریکاییها برنداشته است و مثل دوران خودش به آنها خوش خدمتی می کند. به نقل از یک منبع موثق آقای خاتمی چندین بار قبل و بعد انتخابات با مقامات بلند پایه آمریکایی در کشور مصر  ملاقات داشته است. خبرها حاکی از آن است اغتشاشات اخیر تهران قبل از انتخابات از سوی خاتمی برنامه ریزی شده است. همچنین این سید خود فروخته خائن در حال رایزنی با دشمنان است تا آشوب را به سایر شهرها هم بکشاند.

می بینید؟؟ دشمن در خانه است و ما بی خبریم. آیا به غیر از کلمه خائن میشود نام دیگری به خاتمی نسبت داد؟؟

 

 

خاتمی

 

من هم به نوبه خودم پیروزی محمود احمدی نژاد را به

 همه حقیقت جویان تبریک می گویم و امیدوارم روزی

 شاهد نابودی کامل اصلاح طلبان غربگرا به ویژه

آقای خاتمی باشیم. انشاء الله

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در چهارشنبه 27 خرداد1388 و ساعت 10:37 |

 

احمدی نژاد کشور را از حماقتهای اصلاح طلبان نجات داد

 

اثبات اصلح بودن احمدی نژاد اصلا کار سختی نیست. فقط کافیست به 4 سال قبل باز گردیم و یکبار دیگر دوره ننگین اصلاحات را مرور کنیم. به یاد روزهایی که آزمایشکاهها و تاسسات هسته ای به تعطیلی مطلق فرو رفته بودند. و به خاطر سالها تعطیلی تارهای عنکبوت روی پلمها را پوشانده و درون آزمایشگاهها را همچون طویله ای نشان می دادند. دولت ترسو و بزدل وقت که مثلا سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی را در پیش گرفته بودکشور را چنان تخقیر کرده بود که هیچ وجهه ای در جهان برایمان باقی نمانده بود. پذیرش پی در پی قراردادها و پروتکلهای الحاقی از سوی دولت خاتمی کشور را زیر دست غریبیها کرده بود.و افتخار هم می کرد که کشورهای اروپایی از او تعریف و تمجید می کنند. این در حالی بود که به همه عقب نشینیها و باج دادنها امریکا ایران را محور شرارت می خواندو تهدید به حمله نظامی می کرد. اکنون بعد از 4 سال این احمدی نژاد است که با شجاعت و غیرت ایرانی کشور را جزء 8 کشور برتر هسته ای کرده است. اکنون ایرا بزرگترین قدرت منطقه و احمدی نژاد مخبوبترین مرد خاورمیانه است. اکنون کشورهای آمریکای لاتین که روزی حیات خلوت آمریکا بودند تبدیل به یزرگترین شرکای تجاری و حامیان ایران شده اند. اکنون این آمریکاست که دست نیاز به سوی ایران دراز کرده است. اینها همه و همه از برکات وجود احمدی نژاد است. پس می بینیم که احمدی نژاد ما را از چه حقارتی که خاتمی و دارو دسته اش درست کرده بودند نجات داد.در مورد خدمات احمدی نژاد اگربگویم باید یک کتاب بنویسم. ولی همین قدر بگویم که مقام معظم رهبری درباره احمدی نژاد فرمودند: انتخاب احمدی نژاد انقلاب دوم ملت ایران بود. پس کمی تعقل کنید

 

مثل بهشتی مظلوم   مثل رجایی خدمت گزار

 

 

 

 

شال سبز میر حسین و قرآن عمروعاص

 

رقص مختلط دختر و پسر با شال سبز در ستادهای موسوی!

 

شال و رنگ مقدس سبز نمادی از سیادت و انتساب به اهل بیت است که ابزاری یرای مقاصد انتخاباتی تبدیل شده  و دردست و سینه و کلاه ومانتو و حتی لباسهای خاص عده ای تبدیل شده استکه یا اساسا به چنین قداستهایی اعتقاد ندارندو یا آن را نمی شناسند.

واقعا آقای موسوی! آیا صحنه هایی که این روزها در خیابانها و برخی از مکانهای استقبال و ستاد های شما در خال وقوع است با کدام یک از منطق و سیره اجدادمان قابل جمع است؟؟؟؟؟

آقای موسوی!نظیر صحنه هایی که این روزها در ستادهای شما توسط هوادارنتان در خال وقوع است را قبلا در ستاد آقای خاتمی و هاشمی دیده بودیم . اما شال سبز هیچگاه در دست چنین هوادارانی مضخکه نشده بود........ شما بگویید رقص و پایکوبی مختلط دختر و پسر با پرچم سبز و شال سبز با کدام آموزه دینی توجیه می شود؟؟؟؟؟؟؟؟

هدیه ی هزاران مانتوی سبز رنگ وبرداشتن روسری های سبز و بستن دسبند های ویژه تبلیغ شما توسط پسران بر دست دخترها و یا برعکس و ایجاد بهانه برای گناه با آرمان صاحب رنگ سبز چه همخوانی دارد؟؟؟؟؟؟؟

آقای موسوی ! یاوه گویی و دروغگویی بس است . به جای اصلاح کشور عقاید خودتان را اصلاح کنید . لطفا!

 

 

شال و سر بند کلاهی بر سرهایشان

                                    مانتوهای سبز تنگ و نیمه بر اندامشان

با همایشهای خود خون در دل مولا کنند

                                       اینچنین تبلیغ رنگ سیدها کنند!

موسوی! اینگونه خواهی دو لتی احیا کنی؟؟

                                        این چنین تو همرهی با خضرت زهرا کنی؟؟

 

 

وبلاگ مجتبی پیش بینی می کند:

احمدی نژاد با 18 میلیون رای پیروز می شود

 

با برگزاری مناظره های تلویزیونی و آشکار شدن فساد آقایان ملت هوشیار ایران به درستی تصمیم خود را گرفته است. با موجی که درکشور وجود دارد و جسارت و شجاعتی که احمی نژاد از خود نشان داد به اعتقاد من احمدی نژاد با 18 میلیون رای قطعا پیروز انتخابات خواهد بود.

پس بیایید با انتخاب اصلح مشت محکمی بر دهان یاوه گویان( کروبی  موسوی و خاتمی ......) بزنیم و برای همیشه اصلاح طلبان غربگرا را از صحنه سیاست محو کنیم. 22 خرداد منتظر شما هستیم

 

 در عکسها تفاوت را احساس کنید

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در دوشنبه 18 خرداد1388 و ساعت 11:14 |
 

 

کروبی  رضایی و موسوی هم آمدند ولی:

میر حسین موسویکروبیمحسن رضایی

 

هیچ کدام حریف احمدی نژاد نمی شوند!

 

ستاد انتخابات کشور در حالی اسامی ۴۷۵ نفر از داوطلبین انتخابات ریاست جمهوری را به شورای نگهبان ارسال کرده است که چهره های شاخص در روز آخر آفتابی شده اند. حضور چهره هایی مثل میرحسین موسوی و محسن رضایی و مهدی کروبی در کنار محمود احمدی نژاد ظاهرا رقابت سنگینی را برای تصدی دولت دهم به وجود آورده است. ولی این فقط ظاهر قضیه است. با اینکه خیلی ها اعتقاد دارند رقابت در این دوره نزدیکتر و فشرده تر از هر دوره ای است. ولی به اعتقاد خقیر این انتخابات فقط یک برنده مطلق داردو آن هم کسی نیست جزء محمود احمدی نژاد. اگرچه آقایان ( موسوی و کروبی و رضایی) تبلیغات گسترده خود را قبل از موعود آغاز کرده اند و چپ . راست از دولت نهم ایراد می گیرند ولی بدانند که مردم هوشیار ایران دیگر اشتباه دولت هفتم را تکرار نمی کنند. این مردم قدر شناس تر از آنی هستند که خدمات صادقانه و شبانه روزی آقای احمدی نژاد را نادیده بگیرند. ملت ایران هیچ وقت سرنوشت خود را به دست نا اهلان ( اصلاح طلبان) نمی سپارد. هر عاقلی که کمی شعور سیاسی داشته باشد به راحتی می تواند بهترین را انتخاب کند. آیا نباید به کسی رای داد که خدمت را به اعماق کشور برده است و دست محرومین را می فشارد؟؟ آیا نباید به کسی رای داد که که هویت و عزت ایرانی را به ملت بازگردانده است؟؟ آیا نباید کسی را انتخاب کرد که تنها جلوی همه ابر قدرتها ایستاده است؟؟

با احترام به همه کاندیداها و هوادارانشان ولی باید بگویم که هیچ یک از آقایان حریف احمدی نژاد نمی شوند چون خدا و ملت با او هستند. همین!!!

خدا و ملت با تو هستند قهرمان!

 محمود احمدی نژاد

  

آزموده را آزمودن خطاست آقای کروبی!

 

هیچ انسان عاقلی از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود. ولی متاسفانه بازهم شاهد آن هستیم که بعضی ها که در گذشته عیار خود را سنجیده اند و امتحان پس داده اند باز هم خود را در معرض امتحان قرار داده اند. سخن من با آقای کروبی است. آقای کروبی! آیا احساس نمی کنید برای ریاست جحمهوری کمی پیر شده اید؟؟ آیا بهتر نیست کمی هم به گذشته فکر کنید؟؟ شما خوب می دانید که مردم دیگر اصلاخ طلبان را دوست ندارند. پس چرا با حیثیت خود بازی می کنید؟؟چرا از گذشته عبرت نمی گیرید؟؟ مردم از دوره اصلاحات خاطره خوشی ندارند. خاتمی این را می دانست برای همین حاضر نشدبیاید! آقای کروبی مردم ما همان مردم ۴ سال پیش هستند . اگر شما را می خواستند همان دوره رءیس جمهور می شدید. آقای کروبی ! با شعر تغییر نمی توانیدخودتان را نشان دهید. جون اینجا ایران است نه آمریکا!!  شاید هم امدید تنور انتخابات را گرم کنید؟؟ آقای کروبی ! آزموده را آزمودن خطاست.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 و ساعت 9:50 |
 

اشکال در قانون انتخابات و سوء استفاده دشمنان

 

این روزها همه کاندید می شوند، شما چطور؟؟

 

ثبت نام اینترنتی از داوطلبان نامزدی دهمین دوره ریاست جمهوری در حالی امروز به پایان می رسد که اشکال در قانون انتخابات همچنان یک معضل بزرگ و اساسی برای ایران به شمار می رود. جالب است بدانید که طبق قانون ، هر شخصی که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد می تواند نامزد انتخابات ریلست جمهوری ایران شود. با این شرایط بدون احتساب بی سوادان اندک ، تقریبا همه می توانند کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوند. درست است که داوطلبان باید دارای شرایط خاصی نیز باشند، ولی این شرایط در مرحله احراز صلاحیت ملاک است و مانعی برای ثبت نام داوطلبان ایجاد نمی کند. اتفاقا مشکل همین جاست. دشمنان انقلاب که همیشه منتظر بهانه ای هستند تا نقض حقوق بشر در ایران را اثبات کنند، از این معضل ما به خوبی استفاده می کنند. اکنون بیش از 1200 نفر ( بله 1200نفر) کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده اند. در حالی که بسیاری لز این افراد صلاحیتشان از سوی شورای نگهبان تایید نخواهد شد. بعد از رد صلاحیت بسیاری از کاندیداها ، دشمنان بر کوی و برزن می کوبند که در ایران دموکراسی وجود ندارد. در ایران نقض آشکار حقوق بشر در جریان است.

پس بیاییم با تغییر قانون مانع از ثبت نام چند هزار نفری مردم در انتخابات شویم. با تغییر اندکی در قانون می توان این معضل را برطرف کرد.

 

وبلاگ مجتبی حمایت خود را از کاندیداتوری بهترین رئیس جمهور بعد از انقلاب

محمود احمدی نژاد اعلام می دارد.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی اروجی در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 9:32 |