ششم آبان ، سالروز تولد محمود احمدی نژاد
حامی مظلومان و ناجی ایران گرامی باد
امروز ششم آبان، سالروز تولد "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري اسلامي ايران است. مردي كه با تاكيد بر شعارهاي انقلابي و دفاع از آرمانهاي بلند اسلامي به ستيز با دنياي سلطه برخاسته و فريادهاي حق طلبانه اش، دلهاي مردمان بسياري را در اقصي نقاط جهان به سوي خود كشانده است
احمدي نژاد كه امروز پاي به پنجاه و چهارمین سال زندگي مي گذارد، را همه جهانيان مي شناسند. كافي است نگاهي به اخبار بين المللي بيندازيد. هر جا نام ايران هست، واژه احمدي نژاد نيز به عنوان رييس جمهوري آن با هر زبان و خطي مي درخشد. روزنامه ها ، صفحات خود را با نوشتن نامش زينت مي بخشند، راديوها هر روز با گفتن از او و در باره او به دنبال مخاطب بيشتر مي گردند و تلويزيونها را بي پخش تصوير او، جاذبه اي نيست.
اما، اين مرد كيست؟ در يك كلام، فرزندي متعهد از خانواده اي تهيدست كه در سايه انقلاب، فرصت تحصيل و رشد و نمو يافت، قدر شرايط را دانست و به دفاع از دستاوردهايي پرداخت كه اين انقلاب بزرگ اسلامي براي او و هموطنانش به ارمغان آورده است
محمود احمدینژاد در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. محمود، که چهارمین فرزند خانواده است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند.
احمدی نژاد، معجزه ی هزاره ی سوم . . .

نامه ای به محمود احمدی نژاد
درود صمیمانه من به رئیس جمهور شجاع و مردمی ایران
آقای احمدی نژاد! این اولین نامه ای نیست که برایت می نویسم. در طول 4 سال گذشته هر هنگام که قلبم از مظلومیتت به درد می آمد، هر هنگام که با تمام صفا، صمیمیت و صداقتت مورد بی سابقه ترین تهمتها و افتراها قرار می گرفتی ، من همه اینها بغضها و درددلها را با نوشتن نامه ای مجازی به تو خالی می کردم. و امروز خوشحالم، خوشحالم از اینکه اینبار می توانم آن را منتشر کنم تا دین خود را به همای سعادتم ادا کرده باشم.
آقای احمدی نژاد! به صدها دلیل و برهان که برایم اثبات شده است دوستت دارم وعاشقتم. متاسفم از اینکه نمی توانم به تو ثابت کنم که چقدر برام با ارزشی. باکلمات نمی توانم احساس درونی خود را نسبت به تو بیان کنم. برایم با ارزشی و دوستت دارم ، چون این تو بودی که با ظهور خود در سال 84 تفکرات مرده سیاسی مرا دوباره زنده کردی. در طول 8 سال حکومت اصلاح طلبان به خاطر اقدامات خاتمی، آن سید ملعون کم کم تفکرات سیاسی من غروب کرد. وقتی می دیدم دستاوردهای انقلاب و امام راحل یک به یک بر باد می رود، وقتی می دیدم درخت این انقلاب که با خون 300 هزار شهید به اینجا رسیده است، توسط اصلاح طلبان قطع می شود، از ایرانی بودنم پشیمان می شدم. دلم خون بود از اینکه رهبر عزیزم در بین این همه انسان گرگ صفت تنها مانده است. هنوز هم قلبم به درد می آید وقتی که آن جمله یکی از نزدیکان رهبرم را به یاد می آورم که گفت: در دوران ریاست جمهوری خاتمی دو نمره به نمره عینک آقا اضافه شد و آقا 20 سال پیرتر شده اند. درددل از دوران اصلاحات زیاد است ، فقط به همین بسنده می کنم که من همیشه در طول این 8 سال احساس می کردم که ایران من رئیس جمهوری ندارد، انقلاب امام من در حال نابودی است، دوران قاجار در حال تکرار شدن است و ما مستعمره ای بیش نیستیم.
آقای احمدی نژاد! عده ای زیادی هستند که مرا به خاطر دوست داشتن تو سرزنش می کنند و احمقم می پندارند. در جواب این عده کوردل باید بگویم که چگونه می توانم تو را دوست نداشته باشم ، وقتی که این تو بود که عکسهای پاره پاره رهبر عزیزم را از خیابانها جمع کردی و پشتیبانش شدی؟ چگونه می توانم دوستت نداشته باشم وقتی که تو عزت و افتخار و حیثیت را به ایرانم برگرداندی؟ این تو بودی که این مردم را از دست حماقتهای امثال خاتمی نجات دادی. وقتی که می بینم آن پیرمرد روستایی دستهای پینه بسته اش را بالا می برد و برایت دعا می کند و یا مردمان آبادی ها که خانه های کاه گلی شان به بتن آرمه تبدیل شده است ، تو را اینگونه می پرستند ، من چگونه می توانم قدرنشناس بوده و تو را دوست نداشته باشم؟
آقای احمدی نژاد! چند شب پیش که در حال مرور عکسهایت بودم ، ناگهان نگاهم به عکسی که در سال 84 انداخته بودی افتاد. چقدر پیر شدی محمود!! بسیار اندوهگین شدم. با خود گفتم که چه چیزهایی می تواند یک مرد را اینگونه بشکند؟؟ چه سوال عجیبی می کنم. کاملا روشن است که هر کسی که جای تو باشد و 24 ساعته به فکر خدمت به این مردم باشد و بعد هم هزار جور تهمت وناسزا بشنود باید هم پیر شود. تو پیر شدی چون شب وروز و لحظه لحظه های این 4 سال را در بین مردم در روستاها و شهرهای کوچک برای حل مشکلات این مردم گذراندی. اگر تو هم مثل خاتمی به جای سفر به شهرها و روستاهای فقیر نشین با همسرت به سفر یک ماهه ایتالیا می رفتی ، هیچ وقت پیر نمی شدی. افتخار تو بوسه زدن بر دستهای پینه بسته پیرمرد و پیرزنهایی بود که گل دسته های خود را تقدیم این انقلاب کرده اند. نه مثل خاتمی که به بهانه گفتگوی تمدنها به آلمان می رود و در کنفرانس برلین در رقص زنها شرکت می کند و شب را با خانم لیزارایس هم خواب می شود. تو پیر شدی چون هنوز هم در همان خانه قدیمی که سقفش در حال فرو ریختن است زندگی می کنی و مثل بعضی ها اهل و عیال را به کاخ شاه نمی بری. تو پیر شدی چون یک تنه در مقابل استکبار ایستادی و هیمنه اسرائیل را شکستی و هولوکاست را انکار کردی. نه اینکه مثل خاتمی با چاپلوسی و خود شرینی و به خاطر یه تعریف و تمجید ساده غربی ها حتی حاضرباشی ناموس ملتت را هم بفروشی. راستی محمود! از عهد نامه پاریس ، قرار داد سعد آباد ، پروتکلهای الحاقی و 4 سال تعطیلی نیرگاه نطنز که در دوران خاتمی اتفاق افتاد خبر داری؟؟ از 18 تیر 78 چی؟؟ از روزنامه های زنجیره ای چی؟؟
تو پیر شدی ، چون هر کسی در این مملکت بخواهد صادقانه خدمت کند پیر می شود.
آقای احمدی نژاد! در این 4 سال همیشه یک سوال ذهن مرا مشغول کرده است. همیشه از خودم می پرسم که واقعا اگر احمدی نژاد نبود چه بلایی قرار بود سر این مردم بی گناه بیاید؟؟ بدون شک اگر تو نبودی ما اکنون از افغانستان وعراق هم حقیرتر بودیم. چون راهی را که خاتمی در پیش گرفته بود قطعا پایانی جزء این راه نداشت. اکنون که فکر می کنم می بینم خدا ما ایرانیها را خیلی دوست دارد که ناجی ای چون تو را برای نجات ما فرستاده است. به گفته فاطمه رجبی این امام زمان است که احمدی نژاد را بر دلها حاکم کرده است.
آقای احمدی نژاد! من نگرانم. نگرانم از اینکه 4 سال بعد که تو نباشی و مردم ما باز هم فریب این سگ صفتان را بخورند. از اینکه تصور می کنم روزی باید نهاد ریاست جمهوری را ترک کنی تنم می لرزد. کاش قانونی تصویب می شد تا تو برای همیشه رئیس جمهور ما باقی می ماندی. حیف که نمی شود.هر چه قدر گشتم نتوانستم لقبی را که در شان تو باشد به کار ببرم ولی بهترین آن همان است که خانم رجبی گفت: احمدی نژاد معجزه هزاره سوم . . . خدایا از اینکه احمدی نژاد را آفریدی ، متشکریم.
آقای احمدی نژاد! حرفهای آخرم را می زنم. 3 سال از آخرین دیدار ما می گذرد. چند ماه که به شهر ما آمدی، نتوانستم به استقبالت بیایم چون صبح همان روز در خبرها شنیدم کرد سوریه هستی و من نمی دانستم که بعداز چند ساعت به شهر ما سفر می کنی. چون سفرهای خاتمی به اروپا بیشتر از یک ماه طول می کشید.
آقای احمدی نژاد! بدان که ایران فقط تهران نیست و دعای ما آزادی خواهان و همه مستضعفان و مومنان پشت سر توست و به امید خدا تو باز هم بر دشمنانت پیروز خواهی شد حتی اگر خاتمی 10 بار هم با جرج سورس دیدار کند و نقشه براندازی نظام را یکشد.
آقای احمدی نژاد! می دانم غیر ممکن است ، ولی اگر این نامه را خواندید نظر خود را بگویید.











